ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

51

سفرنامه شاردن ( فارسى )

داپلمن ( m . d'aplemont ) وى را به محل مأموريت ببرد . نوانتل در ماه اكتبر وارد قسطنطنيه شد . من از بسيارى افراد عمر پيموده و روشن‌نظر و روان‌بين شنيده‌ام كه سبب عدم موفقيت دولاهه در تجديد قرارداد كاپيتولاسيون و تحصيل اجازه براى رفت و آمد بازرگانان فرانسوى مقيم عثمانى از درياى سرخ به منظور تجارت با هند و ديگر مسائل عمده ، تنها ناشى از نفرت صدراعظم عثمانى از بدرفتارى و سوء تدبير دولاهه نبوده ، بل كه جهات ديگر از جمله كمكهاى بىدريغ فرانسه به دشمنان عثمانى در جنگ كاندى عامل اصلى عصبانيّت امپراتور مشرق زمين بوده است . آقاى نوانتل با تشريفات و شكوه و جلال خيره كننده و كم‌نظيرى وارد قسطنطنيه شد ، اما اين تشريفات و دبدبه و كبكبه در نظر تركها پسنديده نيفتاد ، و سنگين و وزين جلوه نكرد . در اين هنگام دربار عثمانى در ادرنه متوقف بود . آقاى دولاهه به قصد بازگشتن به فرانسه ، در ماه دسامبر خداحافظى كرد ، در كشتيى كه فرماندهش ناخدا آپلمون بود سوار شد و به حركت درآمد . اما اين كشتى و كشتيهاى همراه آن پس از اين‌كه مسافتى پيمود به سبب اين‌كه دو تن از بردگان ، خود را در آن افگنده بودند و پناه جسته بودند به وسيلهء مأموران عثمانى متوقف شد . افزون بر اين دو تن ، نزديك صد نفر از بردگان و اسيران ملل مختلف خود را رهانده بودند كه يكى از آنان شواليه بوژو ( beaujeu ) بود كه از زندان هفت برج گريخته بود . قائم مقام صدراعظم استرداد آن دو فرارى را از آقاى نوانتل درخواست كرد ، و او به فرمانده كشتى دستور داد كه آنان را تسليم كند ؛ اما ناخدا و همكارانش پس از جستجو گفتند اين دو ، سوار كشتى نشده‌اند و نيستند مسيو دولاهه نيز طى مكتوبى كه براى صدراعظم فرستاد منكر حضور اسيران در كشتى شد ، و نخست‌وزير كه ظاهرا گفتهء اين دو را باور كرده بود به نگهبانان و دژبانان دستور داد كشتيهاى پادشاه فرانسه را آزاد كنند تا به سفر خود ادامه دهند . اندك زمانى پس از راهى شدن مسيو دولاهه ، آقاى نوانتل به ادرنه عزيمت كرد . مقامات عالى عثمانى ورود وى را با احترامات و تجليل فراوان پذيره شدند . وى پيش از آن‌كه بنا به مرسوم دربار امپراتور ، مقاصد و درخواستهاى خود را به وسيلهء مناسب به باب عالى عرضه دارد ، از صدراعظم تقاضاى ديدار كرد . نوانتل از واقعيت و اهميت اين رسم جارى در امپراتورى عثمانى و سراسر مشرق زمين به خوبى آگاه بود ،